پرش به محتوای اصلی
تاپ گیفت
هوش مصنوعی

تولید محتوای فارسی با هوش مصنوعی؛ از متن کلیشه‌ای تا متن قابل استفاده

چرا خروجی هوش مصنوعی کلیشه‌ای می‌شود و چطور با یک بریف درست، متن فارسی مشخص و کوتاه بگیریم — با دو خروجی واقعی از یک مدل.

نویسنده: تاپ‌گیفت
6 دقیقه مطالعه
تولید محتوای فارسی با هوش مصنوعی؛ از متن کلیشه‌ای تا متن قابل استفاده

اگر تا حالا از هوش مصنوعی خواسته‌اید متنی برایتان بنویسد و نتیجه پر از «تجربه‌ای فراموش‌نشدنی» و «حس خوب» و «بهترین انتخاب» بوده، مشکل از مدل نیست. متن کلیشه‌ای، جواب طبیعی یک درخواست کلی است؛ وقتی نگویید متن برای چه کسی و با چه هدفی نوشته می‌شود، مدل چیزی می‌نویسد که به درد همه بخورد و در عمل به درد هیچ‌کس نمی‌خورد.

در این راهنما با یک نمونه واقعی می‌بینیم فاصله میان این دو حالت چقدر است، و یک ساختار ساده برای بریف نوشتن یاد می‌گیریم.

یک آزمایش واقعی: همان مدل، دو درخواست

هر دو درخواست را در تاریخ 1405/06/29 به یک مدل دادیم.

درخواست اول: «یک متن تبلیغاتی برای کافه بنویس»

بخشی از پاسخ:

کافه‌ای برای لحظه‌هایی که دلتان آرامش، طعم خوب و حال‌وهوایی متفاوت می‌خواهد. در کافه [نام کافه]، هر فنجان قهوه با دقت آماده می‌شود و هر میز، فرصتی برای ساختن یک خاطره تازه است… فضای گرم، برخورد صمیمانه و منویی متنوع، تجربه‌ای می‌سازد که دوست دارید دوباره تکرارش کنید.

متن روان است، ولی سه مشکل دارد: جای اسم و آدرس و شماره را خالی گذاشته تا خودتان پر کنید، هیچ چیز مشخصی درباره این کافه نمی‌گوید، و همان جمله‌هایی را دارد که در هزار متن دیگر هم هست. اگر اسم کافه را عوض کنید، همین متن برای هر کافه دیگری هم کار می‌کند — و این دقیقاً تعریف متن بی‌اثر است.

درخواست دوم: همان کار، این بار با بریف

این بار درخواست را این‌طور نوشتیم:

یک متن معرفی برای صفحه «درباره ما»ی یک کافه محله‌ای در تهران بنویس. مخاطب: دانشجوها و کارمندهایی که برای کار کردن با لپ‌تاپ می‌آیند. سه چیز را حتماً بگو: اینترنت پایدار و پریز کنار همه میزها، قهوه‌ای که خودمان رست می‌کنیم، و اینکه از ساعت 8 صبح بازیم. لحن ساده و صمیمی باشد، بدون اغراق تبلیغاتی. از کلیشه‌هایی مثل «بهترین»، «بی‌نظیر»، «تجربه‌ای فراموش‌نشدنی» و «حس خوب» استفاده نکن. حداکثر 120 کلمه و در دو بند.

و این پاسخی بود که گرفتیم:

ما یک کافه محله‌ای در تهران هستیم برای روزهایی که می‌خواهید چند ساعت با لپ‌تاپ کار کنید، درس بخوانید یا بین کارهایتان نفسی تازه کنید. از ساعت 8 صبح بازیم و تلاش کرده‌ایم فضا ساده، آرام و مناسب تمرکز باشد؛ چه برای یک جلسه کوتاه، چه برای چند ساعت ماندن.

اینترنت پایدار و پریز کنار همه میزها در اختیار شماست تا دغدغه شارژ و اتصال نداشته باشید. قهوه‌مان را خودمان رست می‌کنیم و هر روز تازه آماده‌اش می‌کنیم…

پاسخ دوم 101 کلمه بود (زیر سقف 120 کلمه)، در دو بند، با هر سه نکته‌ای که خواسته بودیم، و بدون هیچ‌کدام از کلیشه‌های ممنوع. پاسخ اول 158 کلمه بود و هیچ‌کدام از این‌ها را نداشت — چون از آن خواسته نشده بود.

نکته‌ای که این آزمایش نشان می‌دهد این است که کیفیت متن بیشتر به بریف بستگی دارد تا به مدل. همان مدل، با همان هزینه تقریبی، دو نتیجه کاملاً متفاوت داد.

ساختار یک بریف که جواب می‌دهد

مخاطب

«دانشجو و کارمندی که با لپ‌تاپ می‌آید» یک مخاطب است؛ «همه» مخاطب نیست. هرچه مخاطب باریک‌تر باشد، متن مشخص‌تر می‌شود.

هدف متن

می‌خواهید کسی زنگ بزند؟ ثبت‌نام کند؟ فقط بفهمد شما چه کار می‌کنید؟ متنی که هدفش معلوم نیست، معمولاً هیچ‌کدام را انجام نمی‌دهد.

حقایق مشخص

این مهم‌ترین بخش است. مدل درباره کسب‌وکار شما چیزی نمی‌داند؛ هر چیزی که ندهید، یا از قلم می‌افتد یا با یک جمله عمومی پر می‌شود. ساعت کاری، امکانات، تفاوت واقعی با رقبا، محدودیت‌ها — این‌ها را خودتان باید بدهید.

لحن و کلیشه‌های ممنوع

فهرست کردن کلمه‌هایی که نمی‌خواهید، از توضیح دادن لحن مؤثرتر است. همان‌طور که در آزمایش بالا دیدید، وقتی «بهترین» و «بی‌نظیر» را ممنوع کردیم، متن ناچار شد حرف مشخص بزند.

قالب و طول

تعداد کلمه، تعداد بند، و اینکه خروجی فهرست باشد یا پاراگراف. بدون این‌ها معمولاً متنی می‌گیرید که باید دوباره کوتاهش کنید.

بعد از گرفتن متن، این سه کار را بکنید

  • حقایق را بررسی کنید: هر عدد، تاریخ، نام و ادعایی که در متن آمده و شما نداده‌اید، باید بررسی شود. مدل ممکن است برای پرکردن جای خالی، چیزی بسازد که درست نیست.

  • یک دور خودتان بازنویسی کنید: جمله‌هایی که به کار شما نمی‌خورند را حذف کنید. متنی که دست‌نخورده منتشر شود، معمولاً بوی متن ماشینی می‌دهد.

  • با صدای بلند بخوانید: جمله‌های طولانی و قلمبه فارسی در خواندن لو می‌روند.

برای سئو، یک هشدار لازم

گوگل با محتوای تولیدشده به کمک هوش مصنوعی مشکلی ندارد، اما با محتوای بی‌ارزشی که فقط برای پرکردن صفحه و بازی با کلمات کلیدی ساخته شده، مشکل دارد. تفاوت در این است که آیا متن چیزی به خواننده اضافه می‌کند یا نه. ده مقاله عمومی که هوش مصنوعی در ده دقیقه نوشته، به‌اندازه یک مقاله‌ای که تجربه و داده واقعی شما در آن هست ارزش ندارد.

در عمل بهترین تقسیم کار این است: هوش مصنوعی ساختار، پیش‌نویس و بازنویسی را سریع می‌کند؛ شما حقایق، تجربه و قضاوت را می‌آورید.

جمع‌بندی

برای گرفتن متن فارسی قابل‌استفاده، به جای «یک متن بنویس»، بریف بدهید: مخاطب، هدف، حقایق مشخص، لحن و کلیشه‌های ممنوع، و قالب و طول. در آزمایش این مقاله همین تفاوت، متن کلیشه‌ای 158 کلمه‌ای را به متن مشخص 101 کلمه‌ای تبدیل کرد.

برای یادگیری ساختار کلی یک درخواست خوب، راهنمای سؤال‌پرسیدن از هوش مصنوعی را ببینید. اگر هم می‌خواهید بدانید کدام مدل برای نوشتن مناسب‌تر است، مقایسه مدل‌ها نشان می‌دهد تفاوت سبک نوشتن آن‌ها را چطور خودتان امتحان کنید. برای شروع هم می‌توانید با اعتبار هدیه تاپ‌گیفت AI همین بریف‌نویسی را روی یک متن واقعی تمرین کنید.

پرسش‌های متداول

چرا متن هوش مصنوعی کلیشه‌ای از آب درمی‌آید؟
چون درخواست کلی بوده است. وقتی مخاطب، هدف و حقایق مشخص را ندهید، مدل چیزی می‌نویسد که به درد همه بخورد و در عمل به درد هیچ‌کس نمی‌خورد.
آیا گوگل محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی را جریمه می‌کند؟
مسئله ابزار نیست، ارزش محتواست. محتوای بی‌ارزشی که فقط برای پرکردن صفحه ساخته شده مشکل دارد؛ متنی که تجربه و داده واقعی شما در آن هست، نه.
بعد از گرفتن متن از هوش مصنوعی چه کار کنم؟
حقایق و اعداد را بررسی کنید، یک دور خودتان بازنویسی کنید و متن را با صدای بلند بخوانید تا جمله‌های قلمبه و ماشینی مشخص شوند.
اشتراک‌گذاری: اشتراک در تلگرام

مقالات مرتبط